(میزبان سی و سومین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران)
از دالاهو تا سراب نیلوفر، از معبد اناهیتا تا طاق بستان، از بیستون تا قوری قلعه، سرزمینی کهن در دامنه زاگرس نشسته که از زیستگاههای کهن انسان در غرب آسیاست. باستانشناسان قدیمیترین آثار سکونت انسان را در دوره پارینهسنگی در جنوبغربی شهر امروزی کرمانشاه در منطقه سنگ معدن، یافتهاند. در عصر نوسنگی حوالی 10 تا 12 هزارسال پیش، شواهدی باستانشناختی مبنی بر رشد کشاورزی و روستانشینی در تپه گنجدره و تپه سراب به همراه قدیمیترین مدارک اهلی کردن بز کشف شده است. آثار شهرنشینی هم از حدود 7 هزارسال پیش به اینسو در گودینتپه دیده شده است. از این روست که به کرمانشاه دروازه غرب آسیا گفتهاند. آنجا که مردمانش با شوش و شهرهای بزرگ میانرودان تجارت میکردند.
کرمانشاه در غرب ایران، همواره یکی از قطبهای تاریخ بوده است. هر چه زمان گذشته، بر نام و شهرت این شهر افزوده شده و نامآورانی از تبار هنر و ادبیات نیز به این داستان پروبال دادهاند.
ما بسیاری از شواهد تمدن و فرهنگ را در تاریخ مکتوب، از مادها و هخامنشیان و اشکانیان، تا روزگار پس از میلاد که کرمانشاه ییلاق ساسانیان بوده، در منطقه کرمانشاه ردیابی میکنیم. به دلیل اینکه در تقاطع مسیر فلات ایران به دشتهای میانرودان بوده، همواره مورد توجه دولتها و بارزگانان و مسافران بوده است.
طبیعت و اقلیم کرمانشاه، با کوههایی که از اورامان کردستان تا هجیج کرمانشاه خط مرز غربی کشورمان را تشکیل داده، تا دشتهای حاصلخیز و تمدنپرور داخلی زاگرس، میزبان اقوامی بوده که با فرهنگ و هنر و صنعت و کشاوزی و رزم و بزم زیستهاند، که فرهنگ و ادبیات کُردی را به همراه موسیقی ریشهدار منطقه به میراث بردهاند. میراثی گرانبها که هنوز هم در میان موسیقی اقوام و نواحی کشور، سرآمد است و نوازندگان تنبور و دف در این منطقه، افزون بر حفظ گنجینهای گرانقدر، مسیر گردش و سیاحت هزاران نفر از داخل و خارج از کشور هستند.
میراث هنری کرمانشاه، بخش مهمی از فرهنگ و هنر منطقه زاگرسنشین در غرب ایران و مجموعه ارزنده از فرهنگ و تمدن رنگارنگ ایرانزمین است.
کرمانشاهِ زمانه و عصر ما از سویی گذرگاه مرزی غرب ایران است و تجارت و رفتوآمد مسافران و کالاهای مورد نیاز مردم را در شهرهای خود میبیند و از دیگرسو به دفعات میزبان هنرمندان کشور در عرصههای موسیقی و هنرهای تجسمی و تئاتر و... بوده است.
هنرمندان جوان عرصه هنرهای تجسمی... جوانانی که دستی بر نقاشی و خوشنویسی و نگارگری و تصویرسازی دارند تا آنها که در کنار کورهها به کار ساخت اثر هنری با سرامیک مشغولاند و چه آنها که دوربین عکاسی به دست میگیرند و در جستجوی زندگی روزمره مردم و فرهنگ و هنر و زیست انسانی و شهری و یا طبیعت و نگاه انتزاعی به جهان به گوشه و کنار شهر سفر میکنند و آنها که جهان را در طنازی کاریکاتور میبینند و دیگرانی که ایدههایشان را با سنگ و چوب و آهن و... به مجسمه بدل میکنند و برخی نیز طرحها و نشانهایی را در جهان گرافیک نقش میزنند و اهل هنری که در ترکیب و تلفیق اشیا و احجام و شکلها و نقشها دل در گروه هنرهای جدید دارند و چه آنها که در کار طراحی با مداد و قلم و... هستند. اینها جوانهایی از ایراناند. از هر گوشهای... از هر شهر و دیار و ولایتی در مرزهای ایران... از خلیج فارس تا خزر، از زاگرس تا هیرمند، از دریاچه ارومیه تا اروندرود، از دماوند تا دنا...
تا چشم بر هم بگذاری و اندکی صبر کنی، هنرمندان جوان و استادان در کرمانشاه خواهند بود، در همین پاییز رنگ در رنگ که پیش روی ما می آید، در روزهای خلق رنگ به قلم خالق خلاق، به میزبانی سفره برکت طبیعت و کار و جوهر انسانیت مردمان زاگرسنشین... و اینان سر میرسند و جشنوارهای به نام بامُسمّای جوانان ایران را با قلم و قدمشان راه میاندازند. در کنارشان نیز هنرمندانی خواهند بود که کسوت استادی دارند و جشنواره با نام آنها میدرخشد...
جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران در راه است... سی و سومین دوره...